|
دلم گرفت از این روزا... دلم گرفت از این روزا... از این روزای بی نشون... از این همه در به دری... از گردش چرخ زمون... دلم گرفت از ادما... از ادمای مهربون... از این مترسکای پست... از هم دلای هم زبون... تو هم که بی صدا شدی... اهای خدای اسمون... اهای خدای عاشقا... تویی فقط دل خوشیمون... اره،دلم خیلی پره... از غمای رنگ و وارنگ... از جمله ی دوستت دارم... دروغای خیلی قشنگ... دلم گرفت از این روزا... از ادمای مهربون... از تو که با ما نبودی... از اون خدای اسمون... از اون خدای اسمون...
ترکم کرد چون... اون خواست من همیشه مجرم باشم. اون واسه همیشه منو وادار به سکوت کرد. اون منو دوباره به اتاق تاریک تنهایی هام تبعید کرد. اون خواست که هیچ وقت احساس دلتنگی منو تنها نذاره. اون خواست همیشه چشام خیس اشک و هوای دلم بارونی باشه. اون میخواست که این بغض غم الود همیشه با من باشه تا شاید یه روز منو خفه کنه و منم راهی نذاشتم جز اینکه به تموم خواسته هاش احترام بذارم و این چند تا احساس لعنتی رو واسه همیشه تو این قلب بی گناه و شکسته ام نگه دارم.
"اخه دل من مگه تو چه گناهی کرده بودی که... تا حالا شده دلت اونقدر واسه کسی تنگ بشه که حاضر باشه واسه یه بار لحضه دیدنش،زندگیت رو فدا کنی؟ حس قشنگیه اما ادم رو داغون میکنه.بدتر از اون اینه که بدونی ممکنه اونی که الان تو فکرشی شاید اصلا توی فکر تو نیست.سخته که ببینی داری قربانی یه احساس پوچ میشی که اسمش عادته،همون عادتی که شاید خیلی ها بهش میگن عشق!!! اما بازم خودت رو به همون عادت دلخوش کنی!
"عشق من منتظرم" وقتی تو گفتی دوستم نداری قلبم شکست و شدم فراری فرار از این دنیا فرار از این همه دروغ فرار از زندگی من تو را تا بی نهایت تا ته قلبم از عمق وجودم دوست میداشتم ولی تو هرگز نفهمیدی تو منو تنها گذاشتی با یه کوله بار خاطره خاطره هایی که هر روز یادمه خاطرات خوب و بد خاطرات خنده و گریه خاطرات شادی و غصه خاطرات با تو بودن خاطرات زندگی تا مرگ روزگارم میگذاره هر روز روز و شب را با خاطراتت میسپارم میکنم شب را به روز و روزم را به شب تا یه روزی روی زیبای تو اید خاطرم تا که اید روی تو پیش دو چشم مست من تا که من بوسم لبان شیرین تو را ای خدا عشق مرا به من بده من بدون عشق خود دیگر مجال ماندنم نیست من به امید تو ای عشق هنوز هستم من امیدم هست روزی تو بیایی پیش من دست من گیری و بوسه بر لبانم حک کنی اتش عشقم را دوباره با حضورت شعله ور سازی عشق من منتظرم عشق من منتظرم.
"گیرم تا باز بیایی" گیرم تا دنیا دنیاست... بخوای پیشم بمونی... روز غمم نبودی... خوشیت با دیگرون بود... من رو به کی فروختی... اون از ما بهترین بود!!! میای بیا ولی حیف... حیف دیگه خیلی دیره!! حالا که خاطراتت یکی یکی میمیره... کی گفته بود که تنهام... وقتی تو رو ندارم!! بازم میگم بدونی... منم خدایی دارم!!! برگشتی اما انگار... تو باختی توی بازی... غرورت هم شکسته!! به چیت داری مینازی...؟
"بی تو میمیرم" من برات نامه نوشتم که دارم بی تو میمیرم تو جوابش و نوشتی الکی شدی اسیرم نفسای اخرم بود که برات این و نوشتم اما تو گفتی عزیزم تو نبودی سرنوشتم من بران نامه نوشتم که بدون تو نمیشه تو جوابشو نوشتی که فراموش کن همیشه من میگفتم تو رو میخوام زندگی بی تو حرومه تو میگفتی دیگه بسه اخه عاشقی کدومه توی نامه من نوشتم بی تو اروم نمیگیرم اما تو برام نوشتی نمیخواد بشی اسیرم من نوشتم دارم اینجا قلبم از نفس می افته گفتی اشکالی نداره بذار از نفس بیفته من نوشتم غزلامو هدیه ی چشم تو کردم تو نوشتی یه دروغه من دیگه برنمیگردم اخرش برات نوشتم سرنوشت ماهمین بود خندیدی گفتی عزیزم کار دنیا کار دل بود.
"برای یک بار هم شده... برای یک بار هم شده،چشماتو رو هم میزاری؟ پیش خودت فکر بکنی،چقد اونو دوسش داری؟ برای یک بار هم شده خوبیهاشو حدس میزنی؟ پیش خودت فکر بکنی دلش رو هرگز نشکنی؟ برای یک بار هم شده،اشکاتو یادت میاری؟ پیش خودت فکر بکنی،هرگز اونا رو نبینی؟ برای یک بار هم شده،دستاشو خاطر میاری؟ پیش خودت فکر بکنی،نوازشها از اون دیدی؟ برای یک بار هم شده،وجودشو باور کنی؟ پیش خودت فکر بکنی؟بدون اون چی کم داری؟ برای یک بار هم شده،"بهش بگو دوسش داری پیش خودت هی فکر نکن،این بار زمان و کم داری؟
"میدونم...میدونی... میدونم میخوای بری منو تنها بذاری میدونم چشات میگن دیگه طاقت نداری میدونم خسته شدی دیگه تو بال و پری واسه پرواز نداری میدونم دست تو نیست رفتن و پر زدنت اخه اگه با تو بود من بودم همسفرت میدونی رفتن تو توی تقدیر منه گریه های بی صدا سهم فردای منه میدونی مال منه همه ی جدایی ها همه ی غصه های دنیا همه ی تنهایی ها میدونی اشکای من مث بارون میبیارن اخه تو که نباشی دیگه مانع ندارن.
"تنها" واسه رسیدن به تو... دیگه چی کار کنم...؟ اخه چق خودمو... جلوی تو خار کنم...؟ اخه چند بار دیگه... میخوای دلمو بشکنی...؟ توی خوابم نمیبینم... که تو ماله منی...؟ طفلی دلم چقد نشست... پایه تو گریه کرد... اخر چی شد نصیبش... تنها یه نگاهه سرد!!! نذار تنها بمونم... همیشه با گریه هام... تو رو خدا بیا و... یه کاری بکن برام... دله دیوونه ی منو... کسی نمیتونه ببینه... که شده در به در و... دله دیوونه ی منو... کسی نمیتونه ببینه... زده سیم اخر و... بخدا اشکی نمونده... دلم انگاری غروبه... همه زندگیم خزونه... از تو گذشتم چون... نمیتونم ببینم اشکتو... از تو گذشتم چون... نمیتونم بمونم پیش تو... از تو گذشتم چون... نمیخواستم باشم مدیونه تو... از تو گذشتم چون... نمیتونم بمونم پای تو...
"دروغ میگن" شاید اشتباهه اما عاشقا دروغ میگن ادمای مهربون و باوفا دروغ میگن اونا که میگن که تا همیشه دیوونتن بذار بی پرده بگم که به شما دروغ میگن اونا که میان به این بهونه ها،که اومدن از توی شهر قشنگ قصه ها،دروغ میگن اونا که فدات بشم تکه کلامشون شده به تموم اسمونا،به خدا دروغ میگن اونا که با قسم و ایه میخوان بهت بگن تا قیامت نمیشن ازت جدا،دروغ میگن.
|
About![]()
.سلام Archivesاسفند 1387بهمن 1387 دی 1387 Links
AZADEHHHHHHHHHHHH |